تبليغاتX
...تا نبض خیس صبح


...تا نبض خیس صبح

!...تنها پرواز صادقانه در آسمان ما مجاز است

دلم گرفته،
دلم عجيب گرفته است.
وهيچ چيز،
نه اين دقايق خوشبو، كه روي شاخه نارنج مي‌شود خاموش،
نه اين صداقت‌ حرفي كه در سكوت ميان دو برگ اين گل شب‌بوست،
نه، هيچ چيز مرا از هجوم خالي اطراف
نمي‌رهاند.
و فكر مي‌كنم
كه اين ترنم موزون حزن‌انگيز تا به ابد
شنيده خواهد شد.

« سهراب سپهري »

نوشته شده در سه شنبه 17 شهریور1388ساعت 13:47 توسط Sogand| |

صدا کن مرا

صدای تو خوب است

صدای تو سبزینه ی آن گیاه عجیبی است

که در انتهای صمیمیت حزن می روید.

 

در ابعاد این عصر خاموش

من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنهاترم.

بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است

و تنهایی من شبیخون حجم ترا پیش بینی نمی کرد.

و خاصیت عشق این است.

 

کسی نیست،

بیا زندگی را بدزدیم، آن وقت

میان دو دیدار قسمت کنیم.

بیا با هم از حالت سنگ چیزی بفهمیم

بیا زودتر چیزها را ببینیم

ببین، عقربک های فواره در صفحه ی ساعت حوض

زمان را به گردی بدل می کنند

بیا آب شو مثل یک واژه در سطر خاموشی ام

بیا ذوب کن در کف دست من جرم نورانی عشق را...

                                                                                  «سهراب سپهری»

نوشته شده در پنجشنبه 5 شهریور1388ساعت 11:45 توسط Sogand| |


Design By : Night Skin

online
Online Dating