...تا نبض خیس صبح
!...تنها پرواز صادقانه در آسمان ما مجاز است
خداجونم سلام... باز دوباره بوی رمضان همه جا رو پر کرده!... این روزا همه دارن از مهمونی ای که واسه بنده هات ترتیب دادی حرف می زنن، نمی دونی مردم از اینکه به مهمونی ای دعوتن که میزبانش توئی چقدر ذوق زده ان! هر کی به طریقی داره خودشو آماده می کنه، شور و شعفشون دیدنیه! همه تو این فکرن که چه تحفه ای با خودشون بیارن که بهترین باشه... که لیاقت تو و تموم مهربونی هات رو داشته باشه! می دونم که تو خیلی مهربون تر از این حرفایی که بدون تحفه هم بنده هات رو می پذیری... بنده هایی که تمام امیدشون به کرم توئه... بنده هایی که تمام دارو ندارشون توئی! راستی... یه وقت منو فراموش نکنی ها! منم یکی از اون بنده هاتم که تو این همه جمعیت گم شدم! تنها امیدم توئی! میخوام که دستام و بگیری تا پیدا شم! دوست دارم خودت راهو بهم نشون بدی... تمام هستی من! بارها گفتم " اگر تنها ترین تنها شوم باز خدا هست!" تنها ترین تنهام! باش و بهم جرات زندگی کردن بده! پیشاپیش تولد بهترین ماه هستی، ماه میهمانی خدا مبارک... « التماس دعا » وقتی دلم می گیرد هیچ کس مانند سهراب نمی تواند غمهای دلم را مرهمی بگذارد: برای خوردن یک سیب چقدر تنها مانده ایم . . . ! و باز روزها و ماه ها و سالها گذشت و شد یک سال تا رسید به ۵ مرداد. بهم میاد چند ساله شده باشم؟؟ بهترین لحظه وقتیه که فکر کنی هیچکی به یادت نیست و همه فراموشت کردن ولی یهو یکی از راه می رسه بهت میگه به یادتم عزیز! نمی دونم تا حالا این لحظه رو تجربه کردی یا نه ولی واقعا لحظه ی شیرینیه! از همه ی اون نازنین هایی که روز تولدم رو یادشون بود خیلی خیلی ممنونم! مخصوصا تو سارا خانوم خوشکلم که با همون زبون شیرین کودکانه ات میگفتی «خاله جونم تولدت مبارک!»، ساده گفتی ولی نفهمیدی که با این چند کلمه، شیرین ترین کادوی عمرم رو بهم هدیه دادی عسل خاله! در پناه حق، شاد باشید و سربلند...


![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : Night Skin |


