تبليغاتX
...تا نبض خیس صبح


...تا نبض خیس صبح

!...تنها پرواز صادقانه در آسمان ما مجاز است

 روزی که کمترین سرود
بوسه است
وهر انسان
برای هر انسان
برادری ست .
روزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندند،
قفل افسانه ایست
وقلب
برای زندگی بس است!

روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است
 تا تو به خاطر آخرین حرف دنبال سخن نگردی .

روزی که آهنگ هر حرف، زندگی ست
تا من به خاطر آخرین شعر رنج جست وجوی قافیه
نبرم .

روزی که تو بیایی، برای همیشه بیایی
و مهربانی با زیبایی یکسان شود...

روزی که ما دوباره برای کبوترهایمان دانه بریزیم ...

........................................

ومن آن روز را انتظار می کشم
حتی روزی
که دیگر
نباشم...!

 

                                                                      شــــا ملــــــو

نوشته شده در چهارشنبه 27 شهریور1387ساعت 17:42 توسط Sogand| |

 

 گفتم برای همیشه در چشم های من

زیباترین تصویر خواهی ماند

گفنم برای همیشه بی قرار خواهم بود

گفتم برای همیشه در اولین لحظه های فراغت

- از زجر با غرور زیستن

در کنار تو خواهم بود

گفتم برای همیشه

زیباترین داستانی از عشق برای تو خواهم خواند

گفتم فقط کافیست

دستهایمان با هم در آمیزند

گفتم .................

   - دستهای ترا سرما ربوده بود .

 

 

                                                  ****

تا کی افسوس؟؟؟

کاش دیواری چینی امپراطورم را محافظت می کرد

قلمرو پاکی ها

روزگاریست به غارت رفته است

ولی نمی دانم چرا راهزنان آشنایند و خویشان غریبه

شاید کاش گفتنم غلط بود

ولی

کاش می دانستم چه دارد بر سرم می آید؟؟؟

 

نوشته شده در یکشنبه 10 شهریور1387ساعت 19:3 توسط Sogand| |


Design By : Night Skin

online
Online Dating