تبليغاتX
...تا نبض خیس صبح


...تا نبض خیس صبح

!...تنها پرواز صادقانه در آسمان ما مجاز است

 

مادر

 

دلم تنگ است مادرم؛ تنگ بودنت در جمع خانوادگي،براي شب هايي که همه باهم مي نشستيم و گاهي حرف مي زديم و ما سر به سرت ما مي گذاشتيم و مي خنديديم.

 

دلم تنگ است مادرم؛ تنگ روزهايي که با نگاهت و گفتن يک خسته نباشي کوچک و يک سفره آماده خستگي مدرسه ام را از يادم مي بردي.

 

دلم تنگ است مادرم؛ تنگ روزهايي که ترا با عينکي که روي چشمهاي نازت جاخوش کرده بود مي ديدم و مي گفتم جوون شديا مامان.. مادرم، حالا چشمت کو؟ مادرم چشمت خوب مي شود يا دکترها فقط اميد واهي مي دهند؟

مادر خوب من تو که باشي همه چيز بوي آرامش دارد؛ و حالا من هر چيزي دارم جز آرامش. دلم براي همه ي گفتن ها و نگفتن ها تنگ است ولي حرف در دهانم نمي جنبد.

دلم تنگ است مادرم...دلم تنگ است.

مادر من...مادر من...تو ياري و ياور من...

 

سلام تک ماده

 

امروز ۱۳دانش آموز رياضي مثل روزهاي امتحانات ديگر شنگول نمي زدند. به چهره ي هرکدام که نگاه مي کردي نشانه اي از وا رفتگي و زردي مي ديدي.

 

برگه ها را روي ميزمان مي گذارند:

 

سوالات امتحان هماهنگ درس: حساب ديفرانسيل و انتگرال(٢)

 

ساعت شروع:۳۰: ۱۰                                مدت امتحان:۱۲۰ دقيقه       

                                                    تاريخ امتحان: ۲۹ / ۲ / ۱۳۸۷

اداره کل سنجش و ارزشيابي تحصيلي        دوره ي پيش دانشگاهي «۱۵نمره اي»

 

سوال اول: يک تکه اش را فراموش کردم...

سوال دوم: منظور سوال چيه؟چرا گفته به طول ۲

سوال سوم: اين فرمولش چي بود؟ يادم نمياد...

...

...

.

.

سوال سيزدهم:آخه چه تابعي بنويسم که مشتقش بشه اين؟

۲۰دقيقه تمام به ورقه ام زل زدم. سرم گيج مي رفت. هنگ کرده بودم. مراقب طاقت نياورد:چرا نمي نويسي؟

نمي دونم خانم..

خب بنويس

بلد نيستم

مگه درس نخوندي؟

چرا... خوندم

ديشب بيدار بودي؟

نه....(مراسم اشک ريزان شروع مي شود)

 

آب زدن به صورت و خوردن آب خنک هم چيزي از سفيدي ورقه ام کم نکرد.

دبير مربوطه آمد: چه مشکلي پيش اومده؟

برگه سفيد را نشانش دادم و گفتم هيچي.دلش به حالم سوخت و دل بچه ها.دلم به حال دبيرم سوخت و به حال مرضيه که صبح علي الطلوع رفتم خانه شان تا رفع اشکال کنم.

 

ساعت۳۰: ۱۲

مراقب:شانستو امتحان کن.يه چيزي بنويس شايد با تک ماده قبول شدي. در عرض ربع ساعت نصف برگه را با جوابهاي احتمالي پر کردم به اميد تک ماده...مرده باد تک ماده...زنده باد تک ماده.

 

دلتنگي پيش آمده:

مراقب:

آن روزها:            اول جلسه: چند دور خوندي؟        آخر جلسه: ۲۰ يا۱۹ ؟

اين روزها:           اول جلسه: خوندي؟                       آخر جلسه: قبول ميشي؟

 

روزهاي اوج لذتي وصف ناپذير دارد.

 

 

نوشته شده در چهارشنبه 1 خرداد1387ساعت 1:4 توسط No1| |


Design By : Night Skin

online
Online Dating