...تا نبض خیس صبح
!...تنها پرواز صادقانه در آسمان ما مجاز است
وقتی که دیگر نبود
من به بودنش نیازمند شدم.
وقتی که دیگر رفت
من به انتظار آمدنش نشستم.
وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد
من او را دوست داشتم،
وقتی که او تمام کرد
من شروع کردم...
وقتی او تمام شد من آغاز شدم...
وچه سخت است تنها متولد شدن
مثل تنها زندگی کردن است....
مثل تنها مردن... نوشته شده در پنجشنبه 17 خرداد1386ساعت
16:41 توسط Sogand| |
| Design By : Night Skin |



شینا جونم 
